الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
341
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
خارج چارچوب اختيار انسان مىباشد ؟ به گونهاى كه مسئوليت آدمى را در زندگى سلب مىكند ! همهء اينها با صريح قرآن و آموزههاى استوار آن مخالفت دارد ؛ مسألهاى كه دور انداختن اين روايات و زدن آنها را به پهنهء ديوار ، ضرورى مىسازد . بر همين اساس ، ديدگاهها و روايات گوناگونى دربارهء پدر ابراهيم گزارش شده كه آزر پدر اوست . يا تارح . در ظاهر تعبير قرآن چنين آمده است : « و إذ قال إبراهيم لأبيه آزر أتتخذ أصناما آلهة » « 1 » . [ م / 50 ] ابوالشيخ از ضحّاك دربارهء اين آيه روايت كرده است : « آزر ، پدر ابراهيم بود . » « 2 » ابن كثير گويد : « آزر نام بتى مىباشد و نام پدر ابراهيم ، تارح است . بسيارى از علماى نسب شناس گفتهاند كه نام او تارح مىباشد . » وى گويد : « گويا اسم آزر بدينجهت بر او غلبه پيدا كرد كه آن بت را خدمت مىكرد . » « 3 » شايد نيز نام اصلى او آزر ، به معناى با نشاط بوده است ، ولى چون تنبلى و سستى او را مشاهده كردند ، وى را تارح ، به معناى تنبل و سست ناميدند . « 4 » طرفداران اين ديدگاه اتفاق نظر دارند كه مقصود خطاب آيه « 5 » ، پدر حقيقى ابراهيم است ؛ خواه نامش آزر باشد يا تارح . در مقابل ، مفسران اماميه براساس روايات مأثور فراوان مبنى بر پاك بودن پدران پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، اتفاق نظر دارند كه مخاطب اين كلام ، عموى ابراهيم مىباشد . چه بسا وى پس از وفات پدر ابراهيم ، تارح ، با مادر او ازدواج كرده و ابراهيم ، ربيب « 6 » او شده و بدين سان ، واژهء « أب » ( پدر ) بر او اطلاق گرديده است ؛ چرا كه پدر ( أب ) اعم از والد مىباشد و بر جد مادرى ، مربى ، معلم ، مرشد و عمو نيز اطلاق مىشود . در خود قرآن نيز « أب » بر عمو اطلاق شده است . خداوند از زبان فرزندان
--> ( 1 ) . انعام ( 6 ) 74 . ( 2 ) . الدرّ ، ج 3 ، ص 300 . ( 3 ) . ابن كثير ، ج 2 ، ص 155 . ( 4 ) . در اين باره در كتاب التمهيد فى علوم القرآن ( ج 7 ، ص 66 - 69 ) بحث كردهايم . ( 5 ) . [ « إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ لِأَبِيهِ آزَرَ . . . » ] . ( 6 ) . [ ربيب : پسر همسر از شوهر قبلىاش ] .